علاقهمندي ها
DARYAEI
91/5/11
کلبه تنهايي*مريم*
.....................
پارسيان شيرين سخن
تو بي من تنگدل، من بي تو دل تنگ / جدايي بين ما فرسنگ فرسنگ
فلک دوري به ياران مي پذيرد / به خورشيدش بماند داغ اين ننگ . . .
کلبه تنهايي*مريم*
................
+
مشترک مورد نظر..
خط را فروخته است..
تو را هم.. !
گوشى را بگذار و برو........

دفتر رسمی ثبت
91/5/14
+
بعضيا صداي كلاغ رو دوس ندارن...ولي من واقعااااااااا دوسش دارم....شما چي؟

وبلاگ کوچ نهارجان بي
90/6/8
+
باز امشــــــــبـ غزلـــــي كنـــــج دلــــ م زنــدانيـ ستـ...آســـــــمان شبـــــ بي حوصـــــله امــــــ طوفانيــ ستـ...هيـــــ چ كســ تلخـــــي لبخنــــد مــــ را دركـــــ نكرد...هـــــاي هــــــاي دلـ ديوانه ي من پنــــــهانيـ ستـ

← اف1 ✿
90/6/4
+
نفســـــــ ميكشــــــم تا بجــــــاي مرده هـــــا خاكم نكننـــــد....زندگيــــــــ منـ اينگونــــــــه هسـتـــــــ،،،هيچ مپرس

شاهين شهر...
90/6/4
+
يه آسمون پر از ستاره...... نذر آرامش چشمات مي کنم .................

*مهاجر*
90/4/16
باز يكي بود.....يكي نبود.....يه عاشقي بود كه يه روز.....بهت ميگفت دوستت داره......آخكه دوستت داره هنوز........
آن روز که من دل به سر زلف تو بستم
دل سرزنشم کرد، تو هم سرزنشم کن
اي حسرت عمري که به هر حال هدر شد
در بيش و کم شادي و غم سرزنشم کن
يک عمر نفس پشت نفس با تو دويدم
اينبار قدم روي قدم سرزنشم کن
+
بازگرد اي خاطرات کودکي// بر سوار اسبهاي چوبکي// خاطرات کودکي زيباترند// يادگاران کهن ماناترند...

ناکام دات کام
90/4/16
+
روزي شيخ ابوالحسن خرقاني نماز مي خواند. آوازي شنيد که: اي ابوالحسن، خواهي که آنچه از تو مي دانم با خلق بگويم تا سنگسارت کنند؟ شيخ گفت: بار خدايا! خواهي آنچه را که از "رحمت" تو ميدانم و از "بخشايش" تو ميبينم با خلق بگويم تا ديگر هيچکس سجدهات نکند؟ آواز آمد: نه از تو؛ نه از من. "تذکره الاولياء عطار نيشابوري"
jiyar
90/4/15
+
غربت را نبايد در الفباي شهر غربت جستجو کرد... همين که عزيزت نگاهش را به طرف ديگري کرد.... تو غريبي.....

**مامان مهربون**
90/4/1

دكتررحمت سخني Dr.Rah
90/3/9